شاعرانه ها

شاعرانه هایی از جنس تنهایی

شاعرانه هایی از جنس تنهایی

امروز کلاس دومم

پنجشنبه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۶، ۱۰:۵۸ ق.ظ
سلام
امیدوارم حال همگی خوب باشه:-)

این خاطره بر میگرده به چهارده سال پیش
اولین روز مدرسه...
اولین روز مدرسه یه روز خیلی عادی که من رو خواهرم برد مدرسه
من یادم نمیاد گریه کرده باشم ولی خواهرم میگه گریه کردی:'(😭😪
این روز گذشت آقا من فرداش رفتم مدرسه...
 با یه روپوش سرمه ایی

زنگ خورد و همه رفتن سر صف ایستادن
منم رفتم
اما سر صف قبلیم نه
رفتم پیش پسر همسایه,رضا
گفتم کلاس چندمی رضا؟رضا گفت و من خوشحال از اینکه تنها نیستم
روز تعیین کلاسا بود

چند دقیقه گذشت و هرکسی که اسمش رو خوندن رفت سر کلاسش

من موندم وسط,حیاط,معاون مدرسه با یه کت وشلوار سبز و البته یه خط کش قهوه ایی که بعدها خیلی با جناب خط کش ملاقات داشتم:'(😭😫

پرسید:کلاس چندمی؟

خب من از رضا پرسیده بودم گفته بود دومم منم گفتم:دوم
گفت:اسمت چیه؟

گفتم:اسماعیل مقیمی

شروع کرد لیست و گشتن امّا در کمال تعجب اسم من و پیدا نکرد
پرسید: مطمئنی دومی؟

گفتم:بله آقا دومم
آقای پناهی پرسید:شماره خونتون چنده؟

منم شمارمون و گفتم **********✆

زنگ زد و از مادرم خواست که بیاد مدرسه
مادرم هم اومد!

اقای پناهی:سلام خانم,بچتون رو ثبت نام کردین؟

مادرم:بله پیش خودتون ثبت نامش کردم هفته قبل

آقای پناهی:پس چرا اسمش توی لیست ما نیست؟

مادرم:نمیدونم,باید باشه,پیش خودتون ثبت نامش کردم خودتون هم نوشتین

آقای پناهی:کلاس چندمه پسرتون؟

مادرم:کلاس اول

آقای پناهی:😳😲کلاس اول؟

مادرم:آره خب کلاس اول...!!

آقای پناهی:این که میگه من کلاس دومم...

مادرم:نه کلاس اوله

اینجا بود که من که یه کوچولوی خجالتی بودم چادر مادرم رو کشیدم و گفتم
من دیروز کلاس اول بودم😠امروز کلاس دومم دیگه...

ولی خب آقای پناهی خط کش داشت...جلوی پیشرفت تحصیلی من و گرفت تا درس خوندن من جای دو هفته تا الان چهارده سال طول بکشه:'(😔😢....

نظرات  (۳)

  • ما جــــــــღــــــدہツ
  • هههه
    پاسخ:
    نذاشتن با همون فرمون ادامه بدم:-(
    از بچگی نظرم برای کسی مهم نبود😂😂:))

    خخخخخ از همون اولش دیوونه بودی
    من جای معاون بودم رحم نمیکردم بهت
    پاسخ:
    تو دیونه بودنم که شکی نیست😅😆

    ولی خب نمیتونست بزنه😛😛😛
    رابطه یه جایی هم به کمک من اومد...دوست بابام بود
    ولی بعد از سوم خصوصا وقتی چهارم بودم زد بدم زد😂😂
    ولی چه با مزه:)
    تو از اولش خل و چل بودی پس:))
    در اوج معصومیت جواب دادیا یعنی
    پاسخ:
    از اول اولش😅😂



    خخخخ از بچگی همیشه مظلوم و معصوم بودم😃😃
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی